نارنگی
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 1:08
نارنگی من، نارنگی آنگاه که نارنگ بخوردی و بخفتی ... شایسته نباشد که به یادم تو نیفتی! چون بقول شاعر ... شب که آید ماه من نارنگی است ! +افاضات فیض ++از یازده تصمیم گرفتم این پست رو بذارم و الان 12.30 ه! اینترنت به محض ردیابی امواج تصمیم من، طی عملیاتی انتحاری قطع گشته و به تلاش من برای دسترسی به اینت...
دختری که آتش گرفت
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 1:08
بعد از یک روز خسته کننده، وارد خانه ای شد که آفتاب غروب شیشه های یخی پنجره ها را ذوب کرده و روی زمین ریخته بود بجای مبل راحتی، به زحمت خودش را روی لبه پنجره جا داد رادیو را روشن کرد چشمانش را بست سرخی آفتاب غروب روی گونه اش نشسته بود سرش را به لبه ی پنجره تکیه داد و زیر لب گفت: صبح که شود حالم بهتر ...
.. .- -- .- --. .. .-. .-.. .-- .... --- -.- -. --- .-- ... -- --- .-. . -.-. --- -.. .
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 1:08
.. .- -- .- --. .. .-. .-.. .-- .... --- -.- -. --- .-- ... -- --- .-. ... . -.-. --- -.. . یهو علاقه مند شدم که ببینم این داستان مورس چیه! و بعد خیلی علاقه مند شدم در حدی که شاید دلم بخواد بقیه پست ها رو اینجوری بذارم :)) یاد گرفتنش بسیار بسیار راحته. در شرایط عادی بدرد نمی خوره! اما به محض اینکه ی...
اگه می خوای گناه کنی یه گناه حسابی کن !
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 13:41
چند وقته متوجه شدم یکی از وبلاگ نویسایی که دنبال میکنم در مورد اتفاقایی که ادعا میکنه تو زندگی براش افتاده دروغ می نویسه دلیلش چی میتونه باشه؟ وقتی شما هویت واقعی ت معلوم نیست ... وقتی سود مادی نمی بری از دروغگویی ... وقتی دروغ مصلحتی هم نیست ... وقتی یه دروغ کوچولوی بی فایده س... یعنی خسر الدنیا و ...
من واقعی خیلی زشت است
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 13:41
خودت باش! جمله ای که می گی و من می شنوم و قند توی دلم آب میشه از اینکه خودم باشم و دیگه تظاهر نکنم ! چقدر این جمله حس خوب داره، چقدر هیجان زندگی داره ... چقدر در عین سادگی پر انرژیه ! روزگاری بود که من بلد نبودم خودم نباشم. هنوز هم گاهی این دنیا رو با دنیای خودم قاطی میکنم. روزگاری بود که هرچی می گف...
لیموی کوچک رمان نوشته است
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 13:41
سلام به همگی :) من لیمو، مدتی ست که دارم یه داستانی می نویسم... به نام "رز سبز" به تازگی موفق شدم بخش اول از سه بخش این داستان رو تموم کنم. (سوت دست کف هورا !!! نه ! محرم ه! ولش کنین اصن :| ) خلاصه که خواستم از همین تریبون شما رو دعوت کنم این داستان رو بخونید. تم داستان ترسناک فانتزی معمایی شاید هم ...
بری آلن
-
تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 13:41
آرزو میکنم که واقعی بودی. اون وقت همه شهر رو زیر پا میذاشتم تا پیدات کنم و التماست کنم که منو ببری به جایی که آدما نیستن. تو و هزاران دروغ شیرین دیگه، ستون لرزون زندگی آدمایی مثل من هستی. چند روز پیش داشتم دنبال مهر بزرگ میگشتم برا جانمازم؛ یه مهر پیدا کردم قد لپ تاپم بود خدا شاهده. بعد به خاله م می...
من سوباسا را دوست دارم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 13:55
از کودکی وقتی حدودا 4 سالم بود صبح ها با صدای تیتراژ شروع کارتون فوتبالیستها از خواب بیدار میشدم و روزم رو با سوباسا اسطوره ی بچگی هام شروع میکردم. این شروع همه چی بود. بعد از سال ها علاقه من به فوتبال نه تنها کم تر نشد بلکه روز به روز زیاد شد. توی دبستان یه تیم فوتبال تشکیل دادم از بچه های سوم و پن...
Sit down let's see father ^__×
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 13:54
داشتم دوباره خاطراتم رو مرور میکردم من و تو، توی این 5 سال بجز چرندگویی کار دیگه ای نکردیم :)) - Sit down let's see father we have no"Hal" - Alright alright! - dn nemishe lamassab! - Retu your mobile phone and get a sugary rooster :)) - :)) God bless you ! که ترجمه ش این میشه : - بیشین بینیم بابا حا...
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 6:21
داداشم امشب خیلی گریه کردنه با نوحه و روضه ی فلان مداح... اصلا نیازی نداشت کسی براش روضه بخونه. خودش گریه میکرد ... دلم ازین گریه ها میخواد :(امشب شب وحشتناکیه... زینب تنهاست ... بچه ها ترسیده ن ... فردا شروع مصیبته ...حاج آقا علوی تهرانی یه حرف خوبی میزنهمیگه مصیبت خیلی سنگینه... چرا ما نمیمیریم؟!م...
من از وقتی به دنیا اومدم مامانم همه کارامو کرده - رساله ای در باب بچه ننگی پسرها
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 6:21
داشتم فکر میکردم که چرا من باید از مرد ها اینقدر متنفر باشم؟ ریشه یابی کردنم خیلی موفق نبود... من توی خانواده ای زندگی می کنم که همه دوستم دارن و اصولا نمیتونستم این نفرت عمیق رو از اینجا یاد گرفته باشم.چند روز پیش که رفته بودم دنبال کلاس فوتسال شهر رو زیر پا بذارم توی یکی از باشگاه ها یه اتفاقی افت...
لیمو
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 13:35
من امروز تصمیم گرفتم که فقط یک لیمو باشم.تلخ یا شیرینش فرقی نمی کنه. بالا پایین تو زندگی همه هست مگه نه؟
«فکر کردم درد باید قرمز باشد» یا «چگونه وبلاگ نویس شویم؟»
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 16:32
حقیقت این است که برای نوشتن فقط قلم و کاغذ و ایده ، حالا هر چقدر هم عالی ، کافی نیست. عنصر گم شده، درد است. برای اینکه وبلاگ نویس شوید یک دل پر درد احتیاج دارید. دلی که با خودش میگوید چه روز گندی! و شروع به نوشتن میکند و شما میخوانید و فکر میکنید چه متن زیبایی! این به کنار … عده ای هستند که اصلا مشه...
تولد لیمو
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 16:32
باید قبل از اینکه ساعت ۰۰:۰۰ شود این رو بگم. امروز ۷۳۰ امین روز تاسیس این وبلاگه! اگه طبق معمول هر سال رو ۳۶۵ روز در نظر بگیریم به عبارتی میشه سال دومی که این وبلاگ نفس میکشه. وبلاگی که فقط برای یادآوری یک سری چیزهای کوچیک به خودم بود و اصلا نمی دونستم که به درد بقیه هم می تونه بخوره یا نه. راستش ال...
نقشه های شوم یک دانش آموز
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 16:32
هشدار : در این متن از الفاظ نامناسب استفاده شده است. بچه مثبت ها وارد نشوند یه بار سر کلاس زبان مدرسه من و دوستم تصمیم گرفتیم معلممونو یه جوری اسکل کنیم که کلاسم بپیچه کلا! ما نقشه کشیدیم که با یه اشاره ای همه با هم هراسون از جامون بلند شیم و بگیم : زلزله !! و بعدم از در بریم بیرون. نقشه مونو به همه...
ممنون از خدا که آفرید دختر را !
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 16:32
پسر بچه ها مار و قورباغه دوست دارن با گربه ها و توله سگ ها رفتار بدی دارن دم می کشن و دماغ می گیرن تراکتور می شن ، مو هات را می کشن کفریت می کنن ، صدات را در می یارن اما دخترای کوچولو چه خوبن! ممنون از خدا که آفرید دختر را ! اونا خوبن و مهربون ، می رسن به این جسم و جون اگه دخترا نبودن ، دنیا می شد ی...
اینجا خود جهنمه
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 16:32
یهو چشمامو باز کردم دعا کردم اونا بمیرن یا اگه حق با اوناس من بمیرم نه فقط بمیرم بلکه پوچ شم. نابود جوری که انگار از اول نبودم نمی تونم دیگه خدایا نمی تونم! چرا اینجوریه؟ دعا کردم شنیدی شنیدی؟ اما هیچی نشد هیچ فرقی نکرد هیچی بهتر نشد یه دنیییییاااااااااااااااااااااااا با 7 میلیارد آدم به خاطر احساسا...
خوبم
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 16:32
گذشت و من یادم نرفته. اما بهترم. راه بهتر شدن رو یاد گرفتم.دغدغه های عجیب غریبی هم گریبانم رو گرفته که حتی دلم نمی خواد برای خودم مرورشون کنم چه برسه به اینکه اینجا ثبتشون کنم. آدم ها خوب نیستن. اینو میدونم. اما باید بهشون لبخند بزنی. چون خوششون میاد و اگه ازت خوششون بیاد کمتر به پر و پات می پیچن. ا...