همه یک جورهایی گیج هستیم.
فشار زیادی از روی سینه هایمان ناگهان برداشته شد.
دروازه جهنم جایی در آفریقا باز شده است و توریست ها از سراسر دنیا به آنجا سرازیر شده اند.
شیطان مرده است.
همیشه فکر میکردم وقتی این روز فرا برسد دیگر همه چیز فرق خواهد کرد.
ولی هنوز جنگ روی کره زمین حکمرانی میکند.
فکر میکردم وقتی شیطان پیر بمیرد بدون اینکه بترسم میتوانم از خدا صحبت کنم.
اما حتی بیشتر از پیش خفقان را حس میکنم.
من و هانی یک گروه دو نفره کوچک تشکیل داده ایم تا بیشتر روی این ناهنجاری های بوجود آمده تحقیق کنیم.
شاید هیچ کس فکرش را نمی کرد که پس از مرگ ابلیس، همزمان در دو قاره جنگ شروع شود.
چیزی نگفت و فقط با نگرانی به افق های دور دست خیره شد. دستش را گرفتم و از روی پرچین چوبی بلندش کردم.
دستش را روی نقشه قاره آفریقا گذاشت. یک جایی در چاد، روی نوار بلند صحرای آفریقا.
![]()
آیا جالب بود براتون ؟ آیا دوست دارید که ادامه ش بدم ؟ نظر مثبت خود را در کامنت اعلام کنید :)
برچسب:
نویسنده: آروین رفیعی